تبليغاتX
زیتون
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387
آهویی که صیّاد بود...

 

  داوری آن سوی در نشسته است

بی ردای شوم قاضیان

ذاتش درایت و انصاف

هیبتش زمان

و خاطره ات تا جاودان جاویدان داوری خواهد شد"

شاید تأثیر گذار ترین و در عین حال تأثّر برانگیز ترین مطلبی که در مورد محیط زیست خواندم اولین پست وبلاگ  سام خسروی فرد باشد ...

همان پستی که مرا کفتر جلد «آتش نوشت» کرد !

این پست به بیان حقیقت مشمئز کننده ای می پرداخت که 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 15:50 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
به بهانه روز جهانی گل

برای اکثر ما هدیه دادن گل در واقع نوعی ابراز محبت کلاسیک است که همچنان با استقبال رو به رو می شود . گل ها هر کدام دارای روانشناسی ویژه ای هستند که باید به آنها توجه شود . گاهی خرید یک دسته گل ممکن است آنچه را که باید به هدیه گیرنده منتقل نکند . پس برای اینکه دچار چنین مشکلی نشوید بد نیست این سطور را پیگیری کنید :

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 15:15 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیستم خرداد 1387
زنگ تفریح

یکی از تفریحات مورد علاقه من که می تونه ساعت ها  منو به خودش مشغول کنه ( و البته خیلی چیزها بهم یاد بده )خوندن و حلاجّی کردن مطالبیه که روی در و دیوار اماکن عمومی نوشته شده !

( چرا که من از سردمداران این نظریه هستم که در تمام دنیا تنها جایی که دموکراسی و اصل آزادی بیان به معنای واقعی کلمه اجرا میشه همین جورجاهاست ...)

امروز هم من از این لذّت بی پایان بی بهره نبودم و به بهانه نزدیکی امتحانات راهی کتابخونه دانشگاه شدم تا درس بخونم .

اما خوب طبق معمول با دیدن اولین نوشته روی میز حواسم به کلی پرت شد و مشغول بررسی این نوشته ها شدم ...

 

اما دلیل علاقه من به این تفریح از دیدگاه بعضی ها احمقانه:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:3 | | لینک به این مطلب
جمعه هفدهم خرداد 1387
چقدر برای مخاطبانمان احترام قائلیم؟!

مسلما" هرکس که به گونه ای به فعالیت های رسانه ای می پردازد دیدگاه خاصی نسبت به مخاطب خود دارد که بر مبنای آن خط مشی خود را بر می گزیند . عده ای شاید هیچ گونه قوّه ادراک برای مخاطبانشان قائل نباشند و وی را عنصر منفعلی بدانند که به راحتی می توان احساس ، رفتار و نگرشش را به میل خود این سو و آنسو کشاند ...که اگر از این دیدگاه به مسأله بنگریم به طور قطع تأثیر رسانه ها تأثیری مطلق خواهد بود و کنش و رفتار مخاطبان نیز تابعی از محرّک های رسانه ای است... و بدین ترتیب می توان ادّعا داشت که صرف الغای پیام های آتشین و احساسی به مردم ، به انضمام یک سری کلیشه ها و شعارها که به طور پیوسته از سوی رسانه ها تکرار می شوند ، می تواند با تحریک احساسات و عواطف مردم و نتیجه گیری به جای آنان آثار دلخواه را بر جای گذارد ... که شاید دیدگاهی چنین افراطی مدت ها باشد که منسوخ شده ...

اما اگر بخواهیم کمی نگرشمان را نسبت به مخاطب تعدیل کنیم و به بیانی دقیق تر برایش احترام قائل باشیم (!) باید در ضمن اعتراف به پویایی ذهن انسان به توانایی پردازش محرّک ها در دستگاه ذهن نیز معتقد شویم ... که از این منظر، مخاطبان قاعدتا" پیام هایی را انتخاب می کنند که با عقاید و باورهایشان  سازگار باشد . و بدین ترتیب تأثیراینگونه خبر رسانی ها، عمدتا" در استحکام و تقویت باورها و عقاید موجود و جهت دهی به همان هاست و از ایجاد تغییر در نگرش مردم و طرح اندیشه های نوین ناتوان اند .

این دیدگاه ، مصداق بارز گفته "پوپر " است که می گوید " ذهن انسان مانند یک نقّاش عمل می کند ، نه یک دوربین عکاسی "

               

حال سوالی که در اینجا مطرح می شود اینست که آیا منطقی است که اکثر فعالّان عرصه محیط زیست - که خوشبختانه امروزه کم هم نیستند - به جای توجه اهّم تلاششان به  فرهنگ سازی در این عرصه ، نیرویشان را صرف خبر رسانی های بعضا" تکراری در این زمینه نمایند ؟؟؟ حال آنکه اگر معتقد به نظریه دوم باشیم و خواننده و عقایدش را محترم بشماریم علی الاصول چنین کاری عبث می نماید .

بر چه مبنایی انتظار می رود با توجه به عدم وجود پیش زمینه لازم در اذهان عمومی راجع به ارزش بی بدیل منابع طبیعی، مخاطبان به اخباردردناک حاکی از تخریب های بی پایان این نعمات خدادادی هرچند مملوء از سوز و گداز و آه و فغان واکنش نشان دهند و این اخبار منشائی شوند برای جریان سازی های مثبت وجهت دهی به افکار عمومی ؟!

 اینگونه می شود که امروز شاهد آنیم که خوانندگان صفحات محیط زیست روزنامه ها و وبلاگ های با چنین مضموناتی کسانی جز فعالان و صاحب نظران این عرصه نیستند که به مرور دارند به ساکنان یک جزیره متروک بدل می شوند ، که اگرچه هستند ، هیچکس از وجودشان - هر اندازه مفید و ارزشمند - آگاه نیست ...و آنگاه پس از مدتی فعالیت ( بسته به شخصیت و روحیه شان کوتاه یا بلند ) نتیجه جز دلزدگی و نا امیدی شان نمی شود و نیل به این نتیجه گیری که " گوش اگر گوش تو وناله اگر ناله من ، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است ..."(!)

 

شاید بهتر آن باشد که در فعالیتمان کمی تجدید نظر کنیم ، و به جای محبوس ساختن خودمان در جزیره متروکمان به فکر برقراری ارتباط با سایرین باشیم  و به وبلاگ هایمان مجالی بدهیم تا محل طرح نظرات مختلف شوند ( چه موافق و چه مخالف )...

شاید بهتر باشد  کمی از این حالت انحصار خارج شویم تا مجالی باشد برای دیده شدن... برای خوانده شدن ... و فرصتی برای بحث و تبادل نظر با سایرین ...و برای جذب مخاطبانی آگاه و تحلیل گر  ...

می گویند :" روزی ملّا نصرالدّین به مردم می گفت که خانه فلانی آش می دهند . وقتی دید همه راهی خانه فلانی شدند با خود گفت شاید هم راستی آش می دهند!

                                                          این بحث ادامه دارد...!   

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 18:18 | | لینک به این مطلب
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387
این خانه از پای بست ویران است ...
 

این عکس را امروز در یکی از خیابان های ولنجک گرفته ام.

 

فکر می کنید دلیلش چیست که قانون یک کشور توسط شهروندانش - که علی الاصول می بایست به آن به چشم حافظ جان و مال و ناموسشان بنگرند - اینگونه مورد تمسخر و بی حرمتی قرار می گیرد؟ تا آنجا که حتی فردی نیز که برای احقاق یکی از ابتدایی ترین حقوقش به قانون تمسّک جسته ،در انتهای جمله از علامت تعجب استفاده کرده است ؟!

آن وقت چه جای توقع از تصمیم گیران کلان که خود را ملزم و مقیّد  ارزش هایی بدانند که اگر هم نادیده گرفته شوند اتفاق خاصی رخ نمی دهد؟!

چیزی که مسلّم است تا یک سری ارزش ها در میان مردم ، که مجریان اصلی قوانین هستند درونی نشود و دست اندر کاران دولتی و قضایی که خود از مردم اند و وظیفه نظارت بر حسن اجرای قوانین را بر عهده دارند به باروری اخلاقی و حقوقی در مورد آن ارزش نرسند ، هیچ قانونی حتی با ضمانت اجراهای سنگین نمی تواند به درستی اعمال شود .

چه جای شماتت شخصیست که از کودکی با صحنه هایی اینچنین خو گرفته وبه باور رسیده که آنچه در مرحله آخر اهمیت قرار دارد قوانین و حسن اجرای آنان است ، وآنگاه به عناوین مختلف به نقضشان می پردازد؟!

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 18:18 | | لینک به این مطلب
شنبه یازدهم خرداد 1387
دیدگاه رهبر در باب محیط زیست
متن زیر پیام مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... سید علی خامنه ای است در مراسم گشایش نخستین همایش حقوق محیط زیست که از اینجا برداشته ام.

پیشنهاد می کنم آنرا بخوانید و از دیدگاه توحیدی رهبر یک جامعه اسلامی لذت ببرید . که چگونه در عین کلیت و جامعیت از بیانی ساده و قابل فهم برای عموم اقشار جامعه بهره برده است.

این است نگاه اسلام به محیط زیست ... امید آنکه همه گیر شود ...

 

" برگزاری همایش حقوق محیط زیست با مشارکت قوای سه گانه پاسخی مثبت به یکی از نیاز های امروز جامعه برای صیانت بیشتر از محیط زیست و رعایت حقوق عمومی است .

تخریب محیط زیست معلول نابرابری های اجتماعی و استفاده غلط از طبیعت و یکی از عوامل تضییع حقوق انسان هاست .متاسفانه در جهان امروز اقلیتی مرفه و ثروتمند از همه امکانات و مواهب طبیعی و سالم استفاده می کنند ولی اکثریت ملت ها محکوم به زندگی در شرایط محیطی آلوده و غیر بهداشتی و تن دادن به عوارض سوء آن و انواع بیماری ها و پذیرفتن بلا، مصیبت و مرگ و میرند.

کشورهای صنعتی بیشترین آسیب را به طبیعت ومحیط زیست وارد ساخته و به حقوق سایر کشورها تجاوز نموده اند و در اثر سیاست های خود بیماری و فقر و ویرانی را بر بسیاری از انسان ها تحمیل کرده اند .

شیوه های ناصحیح و غیر عادلانه در تعامل با طبیعت و آلوده ساختن محیط زیست در کشورمان نشان دهنده فقدان آگاهی های زیست محیطی و ضعف سازو کارهای قانونی در صیانت از محیط زیست و جلوگیری از آلوده ساختن آن است .

برای از بین بردن این نقیصه بزرگ و اساسی باید آگاهی افراد نسبت به مسایل زیست محیطی افزایش یابد و مدیریت های کلان در ایجاد ساختار مناسب همراه با الزامات قانونی برای رعایت حقوق عمومی تلاش کنند و انگیزه ها و حساسیت ها را برای مقابله با آلاینده ها بالا ببرند .

در اسلام جامع ترین دیدگاه و صحیح ترین شیوه تعامل با طبیعت و محیط زیست بیان گردیده است .

خداوند جهان هستی و همه پدیده ها را زیبا ، متقن و موزون آفریده و ما باید رابطه خود را با آنها تصحیح کنیم و با تصرفات نادرست خود آنرا ویران وآلوده و جامعه را با بلا و مصیبت مواجه نسازیم .

نگاه اسلام به طبیعت و محیط- اعم از جاندار و بی جان - عاطفی ، اخلاقی ، معنوی و هدایت گرانه است و برخورداری از مواهب طبیعی نیز بر پایه اصولی متین ، عادلانه ، حکیمانه ، متوازن و سازنده استوار گردیده است .

هدف متعالی اسلام برخوردار ساختن همه نسل ها از نعمت های الهی و ایجاد جامعه ای سالم و به دور از فاصله طبقاتی و مستعد برای رشد و شکوفایی است و الزامات شرعی برای حفظ تعادل و توازن در استفاده از مواهب طبیعی با پرهیز از زیاده روی و مقید به عدم اضرار به غیر فراهم آورده است

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، حفاظت از محیط زیست برای همه نسل ها وظیفه ای عمومی تلقی گردیده و هر گونه تخریب آن در فعالیت های اقتصادی ممنوع اعلام شده است. اینک هماهنگی قوا که حاکی از عزم ملی بر تامین محیط زیست سالم و جلوگیری از تخریب منابع طبیعی است از اهمیت ویژه ای برخوردار است

شایسته است مسئولان محترم برای ارتقای سطح آگاهی و حساسیت عمومی در رابطه با محیط زیست تلاش ، و خلا های قانونی را پر کنند و دستگاه های مسئول با دقت نسبت به اجرای قوانین مراقبت نمایند و با متخلفان به طور قاطع برخورد کنند و قوه قضائیه با ساز و کار مناسب به تخلفات زیست محیطی رسیدگی کند.

امیدوارم این همایش در پیشبرد اهداف انسانی خود  زمینه برخورداری عامه از مواهب طبیعی و محیط زیست را فراهم آورد.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 9:30 | | لینک به این مطلب
شنبه یازدهم خرداد 1387
موج سبز

 

بی شک همه ما به تأثیر ژرف و منحصر به فرد گرین بلاگ در انسجام و وحدت بخشی به وبلاگ های سبز معترفیم . چنانکه بعید می نماید کسی گذارش به وبلاگستان سبز بیفتد و با گرین بلاگ آشنا نشود .

گام مثبتی در راستای نیل به اهداف متعالی مشترک ، که بی اغراق می توان ادعا کرد همه ما به آن خو گرفته ایم .(شاهد این ادعا روزهای بازسازی گرین بلاگ است که گویی همه گم کرده ای داشتند ...)

پس ازتجربه موفق گرین بلاگ ، به دنبال پیشنهاد سپهر سلیمی و تلاش قابل ستایش مهدی اشراقی ، به مناسبت هفته محیط زیست سایت دیگری به نام موج سبز در حال راه اندازی است . که شایسته است به پاس زحمات این عزیزان ، که صادقانه و بی چشمداشت با امید به بهبود وضعیت نابسامان محیط زیست رنجور سرزمینمان  تلاش می کنند ، به آنان خدا قوتّی گفته و برای اثبات قدردانی مان به اولین فراخوان موج سبز از دل و جان و با تمام قوا پاسخ مثبت دهیم و در عین حال که به این موج می پیوندیم ، دیگران را نیز دعوت به همیاری کنیم ...

لذا از همه وبلاگ نویسان فارسی زبان تقاضا داریم که در فاصله زمانی شانزده الی بیست و دوم  خرداد ماه - مصادف با هفته محیط زیست - دست کم یک یادداشت مرتبط با محیط زیست ارسال نمایند .

باشد که اینگونه گوشه ای از دینمان به مادر زمین ادا شود ...

متن کامل فراخوان را در موج سبز بخوانید .

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 1:0 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم خرداد 1387
اگر هفته هشت روز بود...

 

قطعا"سرکار خانم دکتر جوادی را همه می شناسیم ... یکی از مشهورترین مدیران دولت نهم ، که متأسفانه شهرتش را نه مدیون مدیریت قوی و کارآمد بر سازمان تحت امرش است و نه مدیون درایت و تجربه و سخنوری و اقتدارش ...

هرچند ثبات قدم و ایمان قلبی وی به درستی اقداماتش قابل ستایش است ....  

که شاید اگر با توجه به نقاط قوّتش - که بدون شک کم هم نیستند - در حیطه تخصصّش فعالیت می کرد ، می توانست یکی از کارآمدترین مدیران این مرزو بوم باشد .

فردی که رعایت اصول الهی را ترجمان "توسعه پایدار " می داند  ... به قاعده لاضرر استناد می کند تا ثابت کند که نگاه توحیدی ای که داعیه دارش است برای تحقق این ضرورت کفایت می کند ....

کسی که کمبود اطلاعات زیست محیطی را تنها در عدم اطلاع کودکان دبستانی از خواص عرقیّات شیراز احساس می کند !

کسی که مدعّی است ترویج آزار و اذیت حیوانات و دادن مجوز به آن و در مرحله بعد ، حمایت از این رفتار ناپسند در راستای فرهنگ سازی و آموزش زیست محیطی دادن به مردم است ...

 کسی که خود را مسئول تفریح مردم می داند ... و حتی دل نگران است که مبادا مردم به راه های بد کشیده شوند ....

پس باید به وی و سازمان متبوعش حق بدهیم که اولین روز هفته محیط زیست را روز " محیط زیست ، خانواده و آموزش " نامگذاری کنند ... !

کسی که به واسطه انجام وظایفش به خود این اجازه را می دهد که بر سر مردمی که بنا بر همان اصول اخلاقی و مبانی توحیدی که خط مشی خود می داند باید خادمشان باشد منّت بگذارد ...

و اوج خدمتگزاری خود را زمانی می داند که از پشت میز بلند می شود ...

پس باید به وی و سازمان متبوعش حق بدهیم که دومین روز هفته محیط زیست را روز " محیط زیست ، اسلام و مسئولین " بنامند....!

کسی که هیچ تعریفی از " توسعه پایدار " ندارد و تصوّر می کند دغدغه محیط زیستی داشتن را می توان با آن مترادف دانست ...

کسی که خود را مسئول می داند که به هر قیمتی جادّه ها ساخته شوند تا مبادا مردم به سراغ فیلم های ناجور بروند !

پس باید به وی و سازمان متبوعش حق بدهیم که سومین روز هفته محیط زیست را روز " محیط زیست ، توسعه پایدار و ترافیک " بنامند !

کسی که در عمل ثابت کرده است پیشرفت صنایع به هر قیمتی برایش در اولویت قرار دارد ...  و تنها دغدغه اش را مدیریت انرژی عنوان می کند ...

پس باید به وی و سازمان متبوعش حق بدهیم که چهارمین روز هفته محیط زیست را روز " محیط زیست ، صنعت و انرژی " نام گذاری کنند...!

کسی که در مورد آب گیری سد سیوند و موارد مشابه خم به ابرو نیاورد و ثابت کرد برای میراث فرهنگی و طبیعی کشور ارزشی قائل نیست !

موافقید که به وی حق بدهیم پنجمین روز هفته محیط زیست را " روز محیط زیست ، میراث طبیعی و فرهنگی " بنامد؟!

کسی که در عمل ثابت کرده بازی با افکار عمومی و به سخره گیری رسانه های عمومی را خوب بلد است ....

آنچنان که آوازه مصاحبه های ایشان را تنها حامیان محیط زیست نیستند که شنیده اند ...

پس از حق نمی گذریم و به ایشان حق می دهیم که ششمین روز هفته محیط زیست را " روز محیط زیست ، افکار عمومی و رسانه " نام گذاری کند ...!

و در نهایت باید برایمان سوال پیش بیاید که چرا آخرین روز هفته محیط زیست " روز محیط زیست ، ورزش و سلامت " نامیده شده ؟!

عجول نباشید ... احتمالا" این نام بیانگر طرح بعدی است که فقط مانده برای آنکه اوج توجّهشان را به ورزش نشان دهند - که قطع یقین می تواند مانع از لغزش و انحراف مردم شود (!) - شکار را در جای جای خاک ایران ، چه حفاظت شده و چه غیر آن در تمام فصول سال آزاد کنند ...!

راستی ... چرا هفته محیط زیست هشت روز نیست ؟! حتم دارم که اگر یک روز اضافه تر وجود داشت نام آنرا می گذاشتند " محیط زیست ، امنیت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم "!!!

در نهایت...

 فکر نمی کنید با توجه به این تفاسیر در اول این روزها واژه "محیط زیست" زائد است؟!

لینک : نام گذاری روزهای هفته محیط زیست

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:30 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم خرداد 1387
فعلا" هستیم... نگران نباشید !!!

پس از پست مطلب" عمو یادگار ... خوابی یا بیدار ..؟!" در این تارنما به ناگاه خیل.ی(!) از کامنت به کامنتدونی آن سرازیر شد . که برخی شان از سر دلسوزی بود ( به صورت خصوصی )و برخی دیگر از فرط سرخوشی که عظیم گافی از شخص اینجانب گرفته اند ...!!

 دسته دوم سلیقه و ابتکار نیز به خرج داده بودند و از تیتر مطلب پیشین سود برده و خطاب به این جانب فرموده بودندکه " عمو یادگار خوابی یا بیدار ...؟! " و اینکه بچه (!!!) تو را چه به دخالت در امور بزرگان؟!! تو را همان به ، که بروی شیرت را بخوری !!!

و الطافی از این قبیل ...

که البته من هم همه این کامنت ها را بدون کوچکترین عذاب وجدانی حذف کردم !

با توجه به این مقدمه برای اینکه از همه رفع ابهام شود ذکر این موضوع را لازم می دانم که من یاد گرفته ام در حد توانم هیچ حرفی رابدون پشتوانه و دلیل و مدرک نزنم . لذا قبل از پست مطلب مذکور برای خودم در سیرک پردیسان بلیط رزرو کردم (!) تا مطمئن شوم که آنها سر جایشان هستند .

اگر باور ندارید می توانید با شماره   ۰۲۱۴۴۴۷۰۰۰۵  تماس بگیرید و مطمئن شوید .

در ضمن خانم مهربانی که با من صحبت کردند در جواب ابراز نگرانی من از اینکه شنیده ام قرار است سیرک تعطیل شود و می ترسم که برنامه را از دست بدهم فرمودند: "فعلا" هستیم  ... نگران نباشید!!!"

پس لطف کنید و نگویید که اینها قراردادشان تمام شده و دارند می روند و من از قافله عقبم  !

در ضمن : شیر اگر برای کمک به رشد کودکان مفید است برای جلوگیری از پوکی استخوان واجب است . در نتیجه به آن دوست گرامی پیشنهاد می کنم از خوردن روزی دست کم دولیوان شیر غافل نشود.

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 12:50 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم خرداد 1387
باغ سیب و مابقی ماجرا ...

در پی مطلبی که مدتی پیش تحت عنوان" باغ سیب را دریابیم " نوشته بودم ، آقای مجابی لطف کرده و این ماجرا را پیگیری نمودند و دیروز گزارش این پیگیری را نوشتند که می توانید در وبلاگشان بخوانید .

با تشکر از ایشان ...

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 9:14 | لینک به این مطلب
سه شنبه هفتم خرداد 1387
هر گردی که گردو نیست !

گویا شعار ملّی روز جهانی محیط زیست ، " محیط زیست سالم بستر نوآوری و شکوفایی " اعلام شده .

پارسال که نام دیگری انتخاب شده بود آنگونه نو آوری می شد ! خدا خودش امسال را به خیر بگذراند ....!!!
در نتیجه تا می توانید در آلوده سازی و تخریب محیط زیست بکوشید وگرنه ممکن است بستر نوآوری های محیّر العقول دیگری شود ...

با محیط زیست ناسالم بهتر میشود کنار آمد تا برخی ابداعات!

هر گردی ، گردو نیست و هر نوآوری ...؟؟!

 

 

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 18:18 | لینک به این مطلب
سه شنبه هفتم خرداد 1387
عمو یادگار ... خوابی یا بیدار ..؟!!

 

همانطور که همگان مستحضرید افکار عمومی ، که به سرعت جریحه دار می شوند و در برابر اخبار تکان دهنده فی الفور و به شدیدترین حالت ممکن واکنش نشان می دهند به همان اندازه فراموشکار نیز هستند .

چه بسا با انتشار گزارشی تکان دهنده که بعضا"  اغراق و بزرگ نمایی نیز چاشنی اش می شود اذهان عمومی به ناگاه بر روی سوژه ای خاص متمرکز می شوند و به گونه ای کاملا" شتاب زده ابراز احساسات می نمایند اما در فاصله زمانی ای نه چندان طولانی با آمدن سوژه های جدیدتر - هرچند گاها" کم اهمیت تر - آنها را  به بوته فراموشی می سپارند و از یاد می برند که زمانی چنین ماجرایی بود و چقدر هم مهم می نمود  ....

 گمان می کنم هنوز خیلی هایتان قصّه پر غصّه صدور مجوز برپایی سیرک پردیسان را از سوی سازمان محیط زیست به خاطر داشته باشید ....

حمایتی عاری از هرگونه توجیه منطقی که نه تنها در حیطه اختیارات این سازمان نبود بلکه حرکتی بود در خلاف جهت اهداف تعریف شده آن ...

ماجرایی که به جرأت می توان آنرا یکی از جنجال برانگیزترین معضلات زیست محیطی سال ۸۶ دانست ...

فاجعه ای که تنها خاطر سبزها را آزرده نساخت .... و قشرهای مختلف مردمی را به اعتراض واداشت  ...

زمان زیادی از آن روزهای پر جنب و جوش نمی گذرد ... روزهایی که هر کس به نوبه خویش اعتراضی می کرد و می کوشید تا در حدّ توان خود این اشتباه را به چالش کشد  ....

روزهایی که با وجود تعداد کم ، تجمع های اعتراض آمیز برگزار می شد .... و خلوص نیّت و پاکی قلب معترضان و حقانیّت حرفشان علی رغم کمی تعدادشان بازتاب های گسترده این اعتراضات را سبب می شد .

اما افسوس که شاهد بودیم به ناگاه داستان سیرک و حیوان آزاری اش نیز مانند صدها تراژدی غمبار دیگر فراموش شد .... دیگر نه آزار حیوانات در آن جنایت بود و نه ابتکارات بدیع سازمان محیط زیست حیرت آور ....

و اینها همه در حالی بود که در صفحه اول سایت سازمان محیط زیست تیتر حیرت آوری با مضمون دفاع از سیرک با توجیه آموزنده بودن آن خودنمایی می کرد و مصّرانه مورد دفاع قرار می گرفت ...

اما نکته ای که این روزها موجبات نگرانی را فراهم می آورد دیگر ضعف مدیریت و عدم انجام ابتدایی ترین وظایف این سازمان نیست ... حتی هم سویی سازمان با پیشروان توسعه ناپایدار و تسهیل امورشان نیز آنقدر که در ابتدا بود ، وحشتناک جلوه نمی کند .....چراکه ما دیگر به این حقیقت تلخ به مانند خیلی از حقایق تلخ تر عادت کرده ایم  ....

چیزی که امروز مرا نگران می کند سکوت معناداریست که سازمان در پیش گرفته ... سکوتی که معانی  بدی می تواند داشته باشد .... و  شاید بتوان از آن با عنوان آرامش قبل از طوفان یاد کرد ....

همزمان با تاریخی که بنا بر قول و قرارها و وعده های داده شده قرار بود  سیرک بزرگ ایران- ایتالیا بساطش را جمع کند و برود ، به ناگاه آن تیتر با مضمون دفاع از سیرک از صفحه اول سایت سازمان پاک می شود  .... و حتی خبرهای مربوط به سیرک از آرشیو اخبار این سایت!!!

 اما اینها همه در حالیست که خلیل عقاب و دار ودسته اش همچنان به فعالیت خود ادامه می دهند و در دل به ما پوزخند می زنند !
یادمان نرفته است که ابراهیم - پسر خلیل عقاب گفته بود - ایتالیایی ها مصّرانه خواستار تمدید قراردادشان هستند ... یادمان نرفته که قرارداد آنها شش ماه بیشتر نبود  .... مبادا که دوباره کار از کار بگذرد و پاسخ بشنویم که تعهدی است که داده شده ....! مبادا برایمان " اوفو بالعقود ......" عَلَم کنند ... !

در پارک پردیسان چه می گذرد ؟؟؟

این محو شدن ناگهانی اخبار چه معنا دارد ؟!

در پشت پرده چه تصمیماتی اتخّاذ می شود ؟!

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 0:24 | | لینک به این مطلب