تبليغاتX
زیتون
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
ماهی بخرید ... خصوصا" قرمزش را !

 

 

دختر بچه مو فرفری با چشمان درشت میشی خیره مانده بود به آکواریوم پر از ماهی های قرمز و با لپ های بادکرده  سرخ و سفید ، لب های غنچه کرده کوچکش را مثل ماهی ها باز و بسته می کرد . طوری که در عمق چشمانش به وضوح می شد آرزوی داشتن یکی از آنها را دید .

همانطور که با انگشتان کوچکش مسیر حرکت ماهی ها را از پشت شیشه های آکواریم دنبال می کرد در فکر حرف های مادرش بود که هر سال می گفت: «می دانم دوست داری ماهی داشته باشی اما مطمئنم دلت نمیاد به خاطرتو این کوچولوهای طفلکی بمیرن.» و با همان بغض و تردیدی که هر سال به مادرش جواب می داد از خودش پرسید واقعا" پیش من می میرن ؟!

دخترک سالها ماهی نخرید وهمچنان مرگ موجوداتی را که دوستشان داشت شاهد بود ...

 حالا اما می خواهد ماهی بخرد ، حتی نه از نوع مقاومش و نه حتی یکی !

چند تا ماهی قرمز با یک تنگ خیلی بزرگ ،  تا مگر اینبار با نگهداری دلسوزانه شان در شرایطی مناسب دست کم به بقای یک موجود زنده کمک کرده باشد . موجودی که شاید مرگ در یک لگن بزرگ کثیف زیر تیغ آفتاب یا خفگی ناشی از کمبود اکسیژن در ظرف کوچکش ارمغان نخریدنش باشد ...

 

در همین رابطه :

مراقب دلسوزی های مشکوک برای حذف ماهی قرمز و سبزه از سفره هفت سین باشیم


توضیخ : روشنک شهبازی نویسنده وبلاگ زیتون با فاطمه متین فر (روشنک ) که در وبلاگ چشم های همیشه بیدار زمین می نویسند یکی نیستن  ... لطفا" اشتباه نگیرین !  

یک سوال : کسی می دونه آب شهری که چند ساعت مونده تا کلر زدایی بشه برای ماهی قرمز بهتره یا آب تصفیه شده ؟!(توسط دستگاه تصفیه آب خانگی )

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 23:1 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
سه سال پیش همین موقع ها ...( قسمت دوم )
 سرنوشت شکایت تشکل های زیست محیطی چه شد ؟

متأسفانه پس از ارجاع ، شعبه دوم بازپرسی کارکنان دولت ، طی تصمیمی محیّرالعقول به دلیل سبق ارجاع از رسیدگی و صدور رأی در مورد لایحه مذکور خودداری می نماید بدین معنا که معتقد است رسیدگی در مورد پرونده مذکور سابقا" صورت گرفته و محلی برای رسیدگی مجدد وجود ندارد !

اما منظور از پرونده ای که سابقا" مورد رسیدگی قرار گرفته کدام پرونده بود؟


هم زمان با جنجال قطع درختان لویزان ، معاونت حقوقی سازمان جنگل ها و مراتع به وکالت از سازمان محیط زیست ، پرونده شکایتی را با عنوان قطع بدون مجوز درختان پارک جنگلی لویزان (تصرف عدوانی بدون مجوز ) تنظیم و علیه شهرداری تهران اعلام جرم می نماید .

با این استدلال که واگذاری جنگل لویزان به شهرداری تهران که طبق ماده 3 قانون حفاظت و بهره برداری صورت گرفته ، واگذاری مدیریتی بوده و نه حقوقی و مالکیتی که بنابر آن شهرداری در حکم مستأجر سازمان جنگل هاست که تعدّی و تفریط وی ید امانی اش را تبدیل به ید ضمانی می کند که در نتیجه آن شهرداری ملزم به پرداخت غرامت می شود .

اما نکته جالب توجه اینجاست که پرونده مورد اشاره که این شعبه با استناد به آن از رسیدگی سر باز زده به کل پرونده ای متفاوت از پرونده مورد بحث ماست چرا که اولا" شاکی این دو پرونده یکی نبود ( اولی سازمان های غیر دولتی زیست محیطی و دومی سازمان محیط زیست ) و در ثانی موضوعات متفاوتی داشته اند ( اولی مربوط به مالکیت جنگل ها و دومی در مورد قطع درختان بود) و بنابر این مثل روز روشن است که دادگاه وظیفه رسیدگی داشته که امتناع از آن تخلف انتظامی محسوب می شد و با یک اعتراض ساده امکان به جریان انداختن مجدد پرونده وجود داشته است .  

اما متأسفانه دیگر هیچ گونه پیگیری از سوی شاکیان صورت نگرفت و هیچ پاسخی از سوی دادسرا داده نشد و صد افسوس که ثمره اولین اقدام مشترک سازمان های غیردولتی زیست محیطی در خصوص یکی از تخریب های بی توجیه محیط زیست که با مستندات قانونی و از مجاری قانونی اقدام گردیده بود جز بی ثمری نبود ...

و اینگونه اتحادی که می توانست سرمنشأ خیرات و برکات زیادی برای محیط زیست کشورمان باشد ، شکل نگرفته از هم گسست .

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:54 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387
متن شکوائیه تشکل های زیست محیطی در پرونده تخریب جنگل لویزان (سال 84 )

بازپرس محترم شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت

با سلام و احترام

چنانچه مستحضرید ، در هفته های اخیر شاهد تخریب گسترده و قطع بی رویه درختان جنگل لویزان بوده ایم . این در حالیست که این اقدام با اعتراضات گسترده تشکلهای زیست محیطی تهران ، همچنان ادامه دارد . اکنون اینجانب سید محمد زمان دریاباری به وکالت از موکلین به شرح وکالتنامه و شکواییه پیوست ، در سه محور ذیل دفاعیات خود را معروض داشته و تقاضای رسیدگی به موضوع و پیگرد عاملین این اقدام و دستور موقت دائر بر جلوگیری از از قطع درختان لویزان تا صدور حکم قطعی را دارم .

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:53 | لینک به این مطلب
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
سه سال پیش همین موقع ها ...( قسمت اول )


در آن ایام من تازه وارد دانشگاه شده بودم و آنقدر خستگی کنکور و تنش هایش در تنم نشسته بود که اصلا" حوصله توجه به دور و برم را نداشتم . اما یکی از معدود خبرهایی که جسته گریخته دنبال می کردم داستان تخریب جنگل لویزان بود .

بی شک هنوز کسی فراموش نکرده آن دوران را که لودر های شهرداری به جان درختان لویزان افتاده بودند و یکی پس از دیگری نقش بر زمینشان می کردند .

مدت ها از آن زمان می گذرد ، اما این ماجرای دردناک و دلخراش که قلب هر دوستدار طبیعتی را جریحه دار می کرد ، جنبه های مثبتی داشت که شاید تا به حال کمتر کسی به آن پرداخته باشد .

بعید می دانم کسی شک داشته باشد که یکی از آفت های بزرگ دوستداران فعلی محیط زیست ایران ، تفرقه و عدم اتحادشان است که اگر اینچنین نبود شاید در خیلی از موارد جز آه و فغان و لعن و نفرین از صدر تا ذیل مسئولین و یا نهایتا" صدور یک بیانیه به ظاهر شدید اللحن اما در واقع با رعایت تمام مصلحت اندیشی ها ، کارهای مفیدتری هم قابل انجام بود !

کابوس قطع درختان لویزان اما ، در کنار تمام بدی هایش ، درسی در خود داشت که متأسفانه بنا به دلایل نامعلومی کمتر بیان گشت .

و این درس چیزی نبود جزء اتحادی که صد افسوس ، بعد آن به جای مستحکم تر شدن به بوته فراموشی سپرده شد .

اوایل بهمن ماه 1384 بود که درختان لویزان به جرم نانوشته قرار گرفتن در مسیر بزرگراه زین الدین که به منظور اتصال بزرگراه همت به سه راه آزمایش در شرق تهران در حال احداث بود یکی پس از دیگری ، نقش بر زمین شدند . چند هفته بعد واکنش های مردمی به چنین اقدامی شروع شد که اولین آن ، بیانیه ای بود با امضای چهل و یک سازمان غیر دولتی زیست محیطی با مضمون اعتراض به تخریب پارک جنگلی لویزان و قطع بیش ار هشت هزار اصله درخت جنگلی چهل ساله در طول دو هفته که در روزنامه شرق به چاپ رسید .( متن بیانیه و اسامی امضاء کنندگان آن در پست قبلی (!) آمده )

بعد آن نیز ، چهل و یک سازمان غیر دولتی زیست محیطی از تهران ، شبکه سازمان های غیر دولتی زیست محیطی تهران ، شبکه منطقه ای تشکل های زیست محیطی استان گیلان ، مازندران ، گلستان ، آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اردبیل ، کردستان ، ایلام ، کرمانشاه ، چهارمحال و بختیاری ، کرمان ، سیستان و بلوچستان ، سمنان و همدان نیز با انتشار بیانیه ای مشترک ضمن محکوم کردن قطع درختان ، خواستار توقف تخریب جنگل ، توسط دستگاه قضایی شدند و این اقدام شهرداری را که خود ، متوّلی فضای سبز است محکوم نمودند .

و این در نوع خودش کورسوی امیدی بود برای شروع اتحادی گسترده و ناگسستنی که می توانست ثمرات بی انتهایی برای محیط زیست در حاشیه مانده کشورمان داشته باشد  .

یکی از معدود دفعاتی بود که تمام استان های ایران در برابر قطع درختان نقطه ای دیگر از کشور واکنشی چنین گسترده و متحّد از خود نشان داده بودند . واکنشی در مقام خود ، قابل تعمّق .

اما مهم ترین اقدام و در زمان خود شاید بی نظیر ترین اقدام ، شکایت « شبکه سازمان های غیر دولتی محیط زیست و توسعه پایدار تهران » ( متشکل از جامعه جنگل بانی ایران ، انجمن کوهنوردان ، جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست ، موسسه توسعه سبز پایدار ، انجمن دوچرخه سواری پروانه سبز و انجمن جوانان حافظ طبیعت «دامون») از معاونت فنی شهرداری تهران بود که به دادسرای ویژه کارکنان دولت تسلیم شد .

 البته متأسفانه بنا به دلایل مبهمی ابتدا از ثبت این شکایت خودداری می گردید اما در نهایت با تلاش وکیل این پرونده و مستندات قانونی ارائه شده توسط او ، تظلم نامه فوق به ناچار ثبت و به شعبه دوم بازپرسی ارجاع گردید .

وکالت این پرونده را سید محمد زمان دریاباری ، کارشناس ارشد حقوق خصوصی از دانشگاه امام صادق بر عهده داشت که خود وی در آن زمان ریاست هیئت مدیره موسسه حامیان طبیعت پاک را بر عهده داشت .

وی دفاعیات خود را همراه با دلایل و مستندات ، بر سه محور استوار کرده بود که به ترتیب اهمیت - بر اساس قانون اساسی کشورمان - عبارت بودند از :

الف ) عدم انطباق تخریب محیط زیست و قطع درختان با آموزه های دینی و مذهبی و استناد به آیات و روایات متعددی در این زمینه

ب ) عدم انطباق قطع درختان جنگل ها با با مقررات الزام آور بین المللی و ذکر مستندات آن

ج ) ممنوعیت قطع درختان لویزان از منظر حقوق داخلی با ذکر دلایل

و صد البته برای جلوگیری از صدمات جبران ناپذیر بیشتر ، در کنار آن از مرجع رسیدگی تقاضای صدور دستور موقت مبنی بر جلوگیری از قطع درختان لویزان ، تا صدور حکم قطعی را نموده بود .

لایحه مذکور در تاریخ هفت اسفند 1384 برای رسیدگی ، تقدیم شعبه دوم بازپرسی کارکنان دولت گردید .

اما ....

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 13:26 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
بیانیه سازمان های غیردولتی در اعتراض به تخریب لویزان ( سال 84 )
متن بیانیه  چهل و یک سازمان غیر دولتی زیست محیطی به قطع درختان در لویزان در تاریخ هشت اسفند 84 :

«در اصل پنجاهم قانون اساسي ايران تاكيد شده است در جمهوري اسلامي حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسل هاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشد داشته باشند وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليت هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غيرقابل جبران آن ملازمه پيدا كند ممنوع است.»اين بيانيه مي افزايد: «ابتداي سال ۱۳۸۴ كه زمزمه تغيير مسير بزرگراه زين الدين از مسير مصوبه قبلي به پارك جنگلي لويزان و ضرورت قطع درختان شنيده شد اقداماتي از طرف سازمان هاي غيردولتي با تاكيد بر اينكه قطع درختان موجب آلودگي بيشتر هوا شده و در نتيجه در تعارض با بند الف ماده ۶۲ قانون برنامه چهارم توسعه است، انجام گرفت و اين سازمان ها با تجمع در مقابل سازمان حفاظت محيط زيست و ارائه نامه اي به معاونت محترم رئيس جمهور بررسي طرح و ايجاد تغييرات لازم در اين طرح كه منافي با بند ۵ ماده ۶۹ قانون برنامه چهارم توسعه كه ناظر بر توسعه فضاي سبز و جنگل هاي در دست كاشت است، خواستار شدند ولي تاكنون هيچ گونه اطلاعاتي در زمينه دلايل تغيير مسير طرح و انجام ارزيابي اثرات محيط زيستي و توجيه اقتصادي- اجتماعي آن و مجراي قانوني تصويب آن كه بايد بر آيين نامه نحوه بررسي و تصويب طرح هاي توسعه و عمران محلي ناحيه اي منطقه اي و ملي و مقررات شهرسازي و معماري كشور مصوب ۲۰/۱۰/۱۳۷۸ منطبق باشد، به عمل نيامده است. به همين دليل مصرانه از شهرداري تهران خواستار توقف عمليات اجرايي اين طرح هستيم.

اسامی امضاء کنندگان :

موسسه كوهستان سبز، باران سبز، خانه فرهنگ و توسعه پايدار، موسسه حاميان طبيعت پاك، فرا سبز، حفاظت از غارهاي ايران، موسسه ملي آفتاب المپيك، انجمن طرفداران محيط زيست ايران، نسل سبز، موسسه بوم ايران، انجمن حفظ و احياي باغ هاي ايراني، انجمن انسان و طبيعت، انجمن صلح آبي، انجمن خيريه جهان معاصر، انجمن حياط وحش و طبيعت ايران، گروه سبز نوجوان، غلام علي بسكي، كانون سبز فارس، انجمن روزنامه نگاران ايران، جامعه جنگلباني ايران، انجمن علمي جنگلباني ايران، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي كشور، شبكه سازمان هاي غير دولتي محيط زيست و توسعه پايدار منطقه تهران، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه شمال، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه شمال غرب، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه شرق، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه غرب، شبكه سازمان هاي غير دولتي زيست محيطي منطقه مركز، خانه سازمان هاي غير دولتي استان تهران.سازمان هاي غير دولتي: كانون بازنشستگان محيط زيست، جبه سبز ايران، حاميان انديشه سبز، موسسه توسعه سبز، كانون زن و توسعه پايدار، موسسه تحقيقات جنگل و مراتع، تلاشگران بقا، بوم پژوهان، بچه هاي آب، خانه شهروندان جوان، گروه ياد، انجمن خرد ورزان، انجمن حفظ محيط زيست كوهستان، جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست، انجمن جوانان حافظ زمين (دامون)، موسسه توسعه روستاي سبز (ايگرا)، گروه ديده بان كوهستان، گروه دوچرخه سواري پروانه سبز، انجمن آگاه سازان زيست.

گزارش روزنامه شرق را در اینجا می توانید ببینید .

/* /*]]>*/

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 13:19 | لینک به این مطلب
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
اولین تشکل زیست محیطی ایران کدام بود ؟

گویا ، در مراسم تجلیل از چهره های برتر محیط زیست که امروز توسط شهرداری تهران برگزار شد ، از دوست خوبمان ، جناب وحید نوروزی به عنوان مؤسس اولین تشکل زیست محیطی دانشجوئی تقدیر به عمل آمده که از قضا اول بودن موسسه آوای سبز برای برخی از دوستانمان سوال برانگیز بوده .

 در حقیقت  اولین سازمان مردم نهاد محیط زیستی ایران ، یک تشکل غیر رسمی بود که حرکت خود را از سال 1349  آغاز کرد . بانیان این تشکل گروهی از مردم روستای اشکذریزد بودند که به منظور مقابله با شن های روان اقدام به تشکیل آن نمودند.

پس بی شک آوای محیط زیست اولین تشکل نبوده . اما باید به قید " دانشجویی" که در عنوان تقدیر از ایشان آمده است هم توجه کنیم که با توجه به آمار موجود و بررسی پیشینه تشکیل تشکل های زیست محیطی ، به احتمال قریب به یقین ، ایشان موسس اولین سازمان مردم نهاد دانشجویی زیست محیطی بوده اند و جایی برای سوال و محلی برای ابهام نیست .

خصوصا" که این تشکل فعال ، در زمان و فضایی که به مسائل زیست محیطی از سویی و به تشکل های غیر دولتی از سوی دیگر ، خیلی کمتر از امروز بها داده می شد ،در کنار سایر فعالیت ها ، با پیگیری هایش نقش فعال و اثر گذاری در تعیین محور برنامه سوم توسعه در مورد جنگل ها داشته ، که خود به تنهایی قابل تقدیر است ...

شاید ذکر این موضوع نیز خالی از فایده نباشد که متأسفانه در طول مدت انقلاب و سالهای بعد آن به دلیل شرایط سخت جامعه ، رشد سازمان های مردم نهاد تا حدود زیادی کند و حتی می توان گفت متوقف گشت . تا اینکه  در اوایل سال 1370 به تدریج چهار الی پنج سازمان غیر دولتی زیست محیطی در کشور تشکیل شدند و این روند به تدریج شتاب گرفت ، به طوری که بنابر آمار بانک اطلاعاتی تشکل های زیست محیطی سازمان محیط زیست تعدادشان از 44 تشکل در سال 76 به 492 تشکل در سال 85 افزایش یافته . که در نوع خود رقم امیدوار کننده ایست ( هرچند که خیلی هایشان جز یک آدرس و نام موسس ، نشان دیگری ندارند ! )

تکمله :

این انتخاب را از همین جا به جناب نوروزی و دیگر عزیزانی که امروز لوح تقدیر دریافت کردند شادباش می گویم ، امید آنکه دلگرمی باشد برای تلاش و خدمت بیشتر به جامعه و حمایت از محیط زیست رنجور کشورمان .

 

در همین رابطه :

تجلیل از سی چهره برتر محیط زیست کشور - صدرالدین علی پور

جشن های جالب برای محیط زیست - حمیدرضامیرزاده

قالیباف و حاجی قوام - عباس محمدی

سی شخصیت برتر محیط زیست کشور-  وحید نوروزی

اندکی خاله بازی در حیطه محیط زیست - شین .الف. شریفی

گذشته محیط زیست ایران تاریک بود - نادرجفاجردی

تجلیل از سی شخصیت برتر زیست محیطی - آزاده نوازی

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 21:27 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
لی لی ما ، همان لیلی شماست ...


میگه :

" - بسه بابا شما هم کشتین مارو ! هی می گین آیندگان ، امانت آیندگان . اصلا" گور بابای آیندگان . ما چه گناهی کردیم از پیشرفت و صنعت و توسعمون بگذریم به خاطر دیگران ؟حالا که خدا بده برکت منابع غنی داریم . فعلا" استفاده می کنیم بعدش هم خدا بزرگه ! اصلا" از کجا معلوم تا دو سال دیگه یه شهاب سنگ به زمین نخوره نسل بشر منقرض شه ؟! واسه چی باید از عیش امروزمون بزنیم واسه آینده ای که بودنش قطعی نیست ؟!"

البته اینم در نوع خودش حرفیه ... راست میگن بندگان خدا ! از قدیم گفتن سیلی نقد به  از حلوای نسیه .

اما مشکل اینجاست که این عزیزان یه چیز کوچولو رو در محاسبات نجومیشون از قلم انداختن ! اینکه این آتیشی رو که امروز دارن روشن می کنن و اصلا" هم براشون مهم نیست که آیندگان رو تو خودش نابود می کنه دود غلیظی داره که اول از همه تو چشم خودشون میره !

چه دودی ؟

این دوستانی که امروز مدافعین محیط زیست رو محکوم به شکم سیری می کنن ، همون هایی هستند که از کمبود امکانات رفاهی و بی نظمی و ... دلشون خونه و احتمالا" گاه و بیگاه دولت و دولتینان و قانون اساسی رو زیر سوال می برن ( البته یواشکی و با ترس و لرز و ترجیحا" تو تاکسی !) حتی بعضا" حامیان محیط زیست رو مؤاخذه می کنن که وقتی این همه مشکلات داریم چرا شما به این موضوعات بی ربط می پردازین ؟ غافل از اینکه از قضا بحث ما چندان هم بی ربط به بحث اونها نیست .

چطور ؟

اصطلاح دولت رفاه ، به معنای دولتیه که علاوه بر برقراری نظم جامعه ، وظیفه تأمین امکانات رفاهی و نیازمندی های شهروندان رو هم بر عهده داره که امروزه اکثریت دولت ها یا از این دست اند یا به سمت رفاهی شدن در حرکت اند.

اما همین دولت رفاه به دو دسته تقسیم میشه . اول دولت رفاه دموکراتیک . که در این نوع ، قاعدتا" منابعی که صرف تأمین منافع عمومی میشه از شهروندان أخذ میشه ( به صورت مالیات ) یعنی به عبارتی دولت نقش بازتوزیع ثروت رو انجام میده به منظور بهبود وضعیت اقشار ضعیف .

( برای برقراری تعادل و جلوگیری از ایجاد شکاف طبقاتی )

اما در نوع دوم که اصطلاحا" دولت رفاه رانتیه خونده میشه دولت از محل منابع طبیعی و عمومی تأمین در آمد می کنه و به قول دوستان خدا بده برکت . داریم ، می خوریم !

اما فرق این دو دولت ؟

در دولت رفاه دموکراتیک ، روابط شهروندی مستحکم میشه به این توضیح که شهروندان به دلیل مالیاتی که پرداخت می کنن ، حق مطالبه دارن و به تبع مطالبه و سوال پیوسته مردم ، شفافیت و پاسخگویی دولت به وجود میاد .

( دیدین تو فیلم ها ، یارو می خوره زمین پا میشه داد و هوار می کنه که من مالیات میدم واسه چی خوردم زمین ؟! یا تا به یکی میگن بالای چشت ابروست، میگه من مالیات میدم حق ندارین باهام اینجوری برخورد کنین؟ این همونه !)

اما در دولت رفاه رانتیه ، به دلیل اینکه فی الواقع مردم جیره خوار دولت محسوب میشن ، حالت ارباب – رعیتی ایجاد میشه ، به این معنی که نه مردم امکان مطالبه و پرسش دارن و نه دولت الزامی برای شفافیت و پاسخگویی داره ( اینجوری میشه که تاکسی ها میشن دانشکده علوم سیاسی )

در نتیجه : دوست گلم ! شمایی که راه میری میگی ماها خوشی زده زیر دلمون که میگیم برداشت بی رویه از منابع طبیعی ممنوع ، و نصیحتمون می کنی که بریم مشکل این همه کمبود امکانات رو حل کنیم بدون که نتیجه مستقیم بحث ما همون چیزیه که خواسته شماست . ما فقط ادبیاتمون فرق می کنه ! حالا آیندگان هم فیض ببرن ! ما که بخیل نیستیم ...

 

 بی ربط :

یه بار دیگه به سبک نوشتن من گیر بدین سر به بیابون میذارما ! جدی می نویسم میگین سخته یه جور بنویس بفهمیم ، عامیانه و طنز می نویسم نگران میشین که چرا سبکم متحول شده !!

 

 

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 22:13 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هجدهم اسفند 1387
دلسوزی مجلسیان هم چنگی به دل نمی زند !
 

خودتان قضاوت کنید !

متن مصاحبه با نماینده مردم ارومیه در مجلس ، منتشر شده در شماره جدید همشهری جوان :

.آقاي قاضي پور بالاخره درياچه اروميه خشک مي شوديا نه ؟
...اين کار خداوند متعال است که متعادل کننده دنياست . خداوند بعضي مواقع مي خواهد نظم جهان طبيعت را به خواست خودش تغيير دهد .

.ولي منظور من از نظر علمي بود !
...از نظر علمي اش هم بخواهي ، خشک شدن درياچه اروميه دقيقاً به خشکسالي ربط دارد.

.سدسازي ها تأثيري نداشته است ؟
...نه ، اگر الآن همه آب هاي پشت سد را رها کنيم ، آب درياچه ۱۰ متر هم بالانمي آيد.

.ببخشيد پس الآن وظيفه مسؤولان چيست ؟
...وظيفه ما اين است که کمک کنيم تا خشک شدن درياچه اروميه را به تأخير بيندازيم ،‌يعني کمک کنيم اين درياچه به جاي ۷سال در ۱۵ سال خشک شود.

.اين واقعاً کمک بزرگي است ! به غير از اين کمک ديگري نمي توانيد بکنيد؟
...الآن کاري که مي توانيم بکنيم اين است که با کارگاه هاي مختلف ، نمک زياد درياچه اروميه را به شکل سنتي و صنعتي برداريم تا آخرکار بي نمک نمانيم .

.فکر مي کنم داريد شوخی مي کنيد ؟
...نه ،‌ما بايد غلظت درياچه اروميه را کم کنيم و و چه بهتر که در اين راه از نمک درياچه هم به خوبي استفاده کنيم .

.آخر پيشنهادي که شما يا مسؤولان ديگر مي دهيد، آدم احساس مي کند دغدغه زيادي نداريد!
...ببينيد! ۹۰ سال بيش از اين هم درياچه اروميه آن قدر کم عمق شد که مردم به راحتي مي توانستند از مسير خشک شده ، پياده از آذربايجان غربي به آذربايجان شرقي بروند .

.الان همين وضعيت است ؟
...بله ، ‌اين وضعيت طبيعي است .

.پس چرا پل ميانگذر زديد؟ صبر مي کرديد درياچه خشک شود تا يک جاده بزنيد!

...آخر ۳۰ سال پيش طرح اين پل داده شده ، ‌ما که نمي دانستيم درياچه دارد خشک مي شود.

.خب خيلي ممنون . حرف خاصي مانده است ؟
...اينکه هر برنامه ای که ما براي درياچه داريم فقط شعار است و طرح جامعي در دست مسؤولان نيست ، ‌پول هم که نداريم پس بايد منتظر خشک شدن درياچه بمانيم .

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 9:0 | | لینک به این مطلب
جمعه شانزدهم اسفند 1387
پت و مت در سرزمین عجایب!

 

اصولا" بچه های دانشگاه ما دانشجوهای زنده دلی هستن که در کنار درس زیاد ، به جشن ها و برنامه های خاص هم اهمیت زیادی میدن و با نوآوری های خاصی معمولا" سرآمد برگزاری جشن ها در بین سایر دانشگاه ها میشن . و از اونجایی که ترجیح میدن بیشتر توجهشون رو معطوف درس و کتاب کنن به گونه ای کأنه اصحاب کهف اند! (البته نقش فضای گل و بلبل و طرف جوی و گذر رودش هم در تشدید این امور غیر قابل اغماضه .)

اما داستان دانشکده حقوق و 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 21:20 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387
در آرامش بخواب ...

اگه گرفتاریم ، وقت نداریم یا دستمون بسته است برای کمک به هم نوعانمون ، اما در دل قصدش رو داریم. کار بزرگی هست که می تونیم انجام بدیم .

شاید هیچ وقت چنین اتفاقی نیفته اما نفس عمل ارزشمنده .

فکر کنید ...

من بعید می دونم که زیر خاک به اعضای بدنم احتیاج داشته باشم و فکر کردم شاید بد نباشه که بدمشون به یکی که لازم داره !

اگه شما هم خواستین چنین کاری کنین به اینجا مراجعه کنید .

نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 20:49 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هشتم اسفند 1387
روزگاری که در آن هیچ هم غنیمت است !


نویسنده محترم وبلاگ دیده بان کوهستان مطلبی نوشته بودند با عنوان حقوق ناچیز حیوانات در جامعه ما ،  در مورد خبر محکومیت مردی به 50 ضربه شلاق به جرم آتش زدن یک الاغ . برای مطلب ایشان نظری نوشته بودم که به دلیل طولانی شدن بیش از اندازه ترجیح دادم در وبلاگ خودم انتشارش بدم .

فکر می کنم قبل از هر چیز ، ذکر این موضوع لازم باشه که صدور چنین رأیی به منظور حمایت از حقوق حیوانات نبوده بلکه به نوعی مجازات تعدی به اموال غیر بوده . به این معنی که اگر الاغ مذکور صاحب مشخصی نداشت آتش زدنش هم مجازاتی در بر نداشت !

قاضی محترم شهرستان فسا با استناد به


ادامه مطلب
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 14:48 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
استدلالی که مو لای درزش نمی رود ! ( این داستان واقعیست )

- قاضی محترمی ، فردی را که ۴۰۰ متر از اراضی ملی را به منزل مسکونی اش الحاق کرده بود به ۲ سال حبس محکوم می کند . ( اوج اجرای قانون و عدالت و برخورد شدید با دست اندازان به سرمایه های ملی )

- بعد از آن ، همان قاضی محترم ، در برخورد با شرکتی که هکتار ها از اراضی ملی همان منطقه را تصرف کرده و بعد از پاکتراشی جنگل به شهرک سازی در آن منطقه مبادرت ورزیده بود ، حکم به ۲ میلیون تومان جزای نقدی می دهد ! ( عدالت و اجرای قانون چندان هم مهم نیست و بسیار سفارش شده ایم به رأفت و عطوفت !)

 - به نقل از شاهد عینی مورد اعتماد حاضر در جلسه محاکمه همان قاضی محترم در دادگاه انتظامی قضات ، بعد از آنکه به شخص مزبور فرصت ابراز دفاعیات داده می شود ، گردن کج کرده و می گوید :

" خوب قلم است دیگر ... می چرخد !!! "


                                                         چند دقیقه سکوت لطفا" !
نوشته شده توسط روشنک شهبازی در 18:59 | | لینک به این مطلب