روزهای اولی که وبلاگ نویسی را شروع کرده بودم با دوستی آشنا شدم که وبلاگ نویسی را آفت جمعیت محیط زیستی ها می دانست و معتقد بود که اینگونه نوشتن ها نه تنها کمکی به مشکلات فعلی نمی کند بلکه صرفا" موجب تضعیف و هدرروی انرژی این گروه به نسبت کوچک می شود . هرچند خودش هم وبلاگ نویس بود ...!!!
می گفت برای انجام یک کار مفید باید همه یکجا جمع شوند ، منافع مشترکی جدا از منافع فردی تعریف شود ، بحث و فحص و تبادل نظر شود تا در نهایت هدفی تعیین و رویه ای مشخص شود ... تا شاید بتوان کاری کرد.
روزها گذشتند و من همیشه به این فکر می کردم که چرا افرادی با عقاید واهداف مشترک اینگونه از هم گریزانند و یا حتی گاها" چشم به روی اهداف مشترک می بندند و به جان هم می افتند ؟!
باز هم روزها با همان روال کسالت آور می گذشتند و تغییری مشهود نبود تا اینکه زمزمه های یک هم اندیشی آن هم نه در فضای مجازی که در عالم واقع از گوشه گوشه وبلاگستان سبز به گوش رسید ....
زمزمه هایی که شاید می توانست نوید بخش شروع فعالیتی جدی تر و مفیدتر با سبک و سیاقی متفاوت از گذشته باشد .
اما...
ضمن تشکر و قدردانی از عزیزانی که بانی این شروع امیدبخش بودند و عرض خسته نباشید اینگونه به نظر می رسد که اهداف ذکر شده در ابتدای امر اصلا" آنگونه که انتظار می رفت محقق نشد ...
تا آنجایی که من به یاد دارم ، هدف ، آشنائی مجازی ها در عالم واقع و هم اندیشی آنان بود یا به عبارتی خودمانی تر ، یک کاسه کردن انرژی های پراکنده ...
هرچند برای من که نه به عنوان یک وبلاگ نویس یا صاحب نظرو نه برای بیان عقیده ای که تنها با هدف دیدار دوستان هرگز ندیده فضای مجازی ام به این جمع آمده بودم تجربه ای شیرین و به یادماندنی بود ، اما فکر می کنم سخنرانی در جمع گروهی که خود اهل قلم اند چندان مناسب نبود .
تصور نمی کنم آنهایی که می نویسند ، آن هم نه در روزنامه و مقاله و کتاب که در فضای باز و آزاد شخصی و مجازی چندان علاقه ای به شنونده مطلق بودن و هیچ نگفتن از خود نشان دهند .
آنها آمده بودند تا بگویند و بشنوند ...
از دردهای مشترک .... دلنگرانی های مشترک .... هدف های مشترک ... و خواست های مشترک ....
یقین دارم تک تک افرادی که آن روز در آن جمع برای شرکت در یک هم اندیشی - نه یک همایش – حضور به هم رسانده بودند حرفی برای گفتن داشتند ...که متأسفانه مجالی برای بازگویی آن یافت نشد ...
البته من به هیچ وجه منکر زحمت های کشیده شده و استفاده ای که به طور قطع نه تنها من بلکه تک تک دوستان از صحبتهای پیشکسوتان و با تجربه های این عرصه بردند نیستم اما فکر می کنم اینگونه مراسمی جز تحصیل حاصل ، چیز دیگری نمی تواند باشد ...
چرا باید دور هم جمع می شدیم و گوش به حرف های یک جانبه ای می دادیم که می شد از درون وبلاگ ها هم مطالعه کرد؟
مگر نه اینکه می خواستیم با هم و در کنار هم کاری بکنیم؟
چه تصمیمات مشترکی گرفته شد؟
کدام هدف های مشترک تعیین شدند؟
اولویت هایی که اعلام شدند کدام ها بودند؟
در مورد کدام مشکلات بحث شد؟
و ............
گزارش تصویری این همایش را در وبلاگ فرزند ایران ببینید
